تبلیغات
معبر سایبری اسلام - پرش وپاسخ مذهبی (سری اول)

معبر سایبری اسلام
 
ما یاران مهدی هستیم

سوال:خدا پرستان معتقدند خدا جهان را از عدم افرید بنابراین چگونه عدم میتواند منشا وجود باشد ونیستی سرچشمه هستی گردد؟

 

پاسخ:پرسش غوق یکی از اشکالات مادیهاست .ازآنجا که آنان ماده را قدیم و از لی میدانند ومی گویند که ماده مبوق به عدم نبوده، از این روخود را از اشکال مزبور نجات داده وسوال را متوجه نموده ، میگویند :هر گاه ماده اجسام وجوى نداشته وبعدا به وجودآمده است، چگونه وجود از عدم افریدهشده ونیستی سرچشمه هستی گردیده است؟ پاسخ این سوال این است که مادیها به مقصود خدا پرستان از این جمله که خدا جهان را از عدم آغریده در ست پی نبرده اندوتصور کرده اند که لفظ از عدم مانند از چوب ویا از آهن در مثال های زیر است . مثلا میگویند: این در وپنجره از چوب است،ماشین آلات آهن است،البته در این مثال هاچوب آهن و سنگ علت مادی ،و هر سه ماده تشکیل دهنده در وپنجره و ماشین می باشند واشیای مزبور از انها به وجود آمده واساس وماده  واقعی برای آنها به شمار میروند. در صورتی که مقصود فلاسفه الهی از جمله جهان از عدم به وجود آمده این نیست نه عدم منشا و اصلی هستی است وماده تشکیلدهنده هستی میباشد ،بلکه منظور این است ننه جهان نبوده وبه وجود آمده،بدون اینکه  عدم نیستی در این پیدایش کوچکترین دخالتی داشته باشد.روشنتر بگوییم:از آنجا که مادی ها ذرات جهان راقدیم واز لی و غیر مبوق به عدم میدانندو عقیده دانشمندانخدا پرست درست نقطه مقابل آنهاست _یعنی تمام اتم ها وذرات را حادث ومبوق به عدم میدانند_برای تفهیم این نظر ،جمله مزبور را به کار مبرند و میگویند جهان از عدم به وجود آمده ،یعنی اگر صفحات هستی راورق بزنیم و به عقب بر گردیم ، به نقطه ای خواهیم رسید که اوراق هستی در آن جا پایان یافته و دیگر نشانی ازهستی نخواهیم یافت.حل اشکال این است که گفته شد واگر از سخن فوق چشم پوشی بپوشیم ، خود این اشکال متوجه مادی ه نیز هست زیرا آنچه در نظر در نظر آنها قدیم است، خود ماده و اتم های جهان میباشد و اما صورت واشکالی که از ترکیب این ذرات  به وجود می آید ، قطعا حادث و مبوق به عدم هستند و به اصطلاح از عدم به وجود امده اند.مثلا میلیارد هاجاندار ونبات  هر کدام دارای صور جوهری و اشکال خاصی می باشند که از ترکیب و فعل وانفعال اتم ها پیدا شده اند،آنچه در نظر مادی می تواند از یک انسان ،از یک حیوان ،از یک گیاه وازیک ستاره، قدیم و ازلی باشد همان ذرات بیشمار آنهاست و اما صورت خاص انسانی و شکل حیوانی  و نباتس هر فردی از آتها حادث هستند سعنی نبودند و بعدا به وجود آمده اند . مثال دیگر :شما قلمی رابه دست میگیرید ، صورتی در لوحی مکشید ، آنچه قبلا وجود داشت همان ماده صورت (مرکب ورنگ) بود نه خود صورت ، و صورت چیزی است که نبود وبعدا پیدا شد ،بنابراین  ما همین سوال را از مادی ها درباره پیدایش صورت ها میکنیم و میگوییم: چگونه این صور جوهری(مانندانسان خارجی)و عرض (مانند صورتی که روی صفحه کاغذ نقش شده) ازعدم به وجود |آمده مادی ها درباره یپیدایش سلسه صورت ها  وشکل ها هرچه بگوییند ، ما همان رت درباره پیدایش ماده خواهیم گفت. 





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 فروردین 1394 توسط محمد
ذکر روزهای هفته